محبوبم
از تو عشق ورزیدن را آموختم
و از لبان پر حلاوت تو طعم بوسه را چشیدم
از تو آموختم هر انچه که نشنیده بودم
همچو کودکی نو پا دویدن در دشت پر نشاط عاشقی را .
دوست دارم همانطور که آلام جانمی به تو آرا مش روح و جان ببخشم .
اگر برایت بهتر است
مرا فراموش کن خدا نگهدارت باشد
نام مرا بر بلندیها فریاد بزن تا باد
پا ییزی بی رحمانهبا خود ببرد
برای همیشه در قلب منی ........
درود
از شما دوست شاعرم سپاسگزارم
بابت لطف همیشگی اتون به من...
و لطفی که نسبت به کارهام داشتین...
آن جا که من از خویش برفتم تا درپای تو سجده کنم
و مذهبی عتیق را
چونان مومیائی شدهئی از فراسوهای قرون
به وردگونهئی
جان بخشم
مسجد من کجاست
با دستهای عاشقت
آن جا
مرا
مزاری بنا کن